مسیر – جهت نیروهای اورژانس مهران مدیری مراسم ختم

مسیر – جهت: نیروهای اورژانس مهران مدیری مراسم ختم خانواده بازیگران بازیگر خانواده اورژانس

گت بلاگز اخبار حوادث پدر معتاد پسر چند روزه اش را روی زمین پرت کرد و کشت

هر وقت یاد جگر گوشه ام که الان زیر خروارها خاک آرمیده می افتم قلبم جهت لحظاتی از تپش می افتد.

پدر معتاد پسر چند روزه اش را روی زمین پرت کرد و کشت

عبارات مهم : زندگی

هر وقت یاد جگر گوشه ام که الان زیر خروارها خاک آرمیده می افتم قلبم جهت لحظاتی از تپش می افتد.

پسرم قربانی اعتیاد و ندانم کاری پدرش شد و خیری از زندگی در این دنیای بی رحم و فانی ندید و جهت راه رفتن با پاهای خودش حتی به مدت یک روز آرزو به دل ماند. زن خسته از کارهای نسنجیده همسرش که با غلتیدن قطره های اشک از گونه هایش همراه می شد تعریف می کند: از روزی که همسرم در پی رفیق بازی کورکورانه اش در دام اعتیاد افتاد من هم در تنور بی مسئولیتی او گرفتار شدم.

با اعتیاد همسرم روز به روز او تندخوتر می شد و با هر کنش و نصیحتی تصویر العمل شدیدی نشان می داد. زن جوان در ادامه روایت زندگی اش می گوید: ماجرای زندگی غم انگیزم از روزی شروع شد که تنها فرزند پسرم به دنیا آمد و این اتفاق با اعتیاد شدید همسرم گره خورد. همسرم که به خاطر اعتیادش اعصاب گریه نوزاد مان را نداشت روزی با اعتراض شدیدم به اوضاع زندگی مان ناگهان کنترل خود را از دست داد و با برداشتن نوزاد چند روزه او را به سمت من پرت و نقش بر زمین کرد.

پدر معتاد پسر چند روزه اش را روی زمین پرت کرد و کشت

بعد از این اتفاق دلخراش همسرم از منزل بیرون رفت و من هم با کمک پدرم کودک نحیفم را به بیمارستان رساندیم ولی کار از کار گذشته بود و او جهت هر لحظه به علت قطع نخاع شدن از راه رفتن روی پاهایش محروم شد. بعد از آن روز زندگی من جهنم شد و هر چند همسرم ابراز پشیمانی و ندامت کرد و خودش را به در و دیوار کوبید ولی این کار دردی را دوا نکرد و تنها فرزندمان جهت هر لحظه ویلچر نشین شد.

بعد از آن یک چشم من خون و چشم دیگرم اشک شده است بود و هر بار با دیدن پسر غم زده مان در گوشه منزل جگرم آتش می گرفت. مشکل های زندگی با بزرگ شدن پسرمان زیادتر می شد آیا که حمل و نقل او برایم سخت بود، از یک طرف باید کارهای بیرون از منزل را انجام می دادم و از طرفی هم نمی توانستم او را با خودم حمل کنم یا این که تنها در منزل رهایش کنم. همسرم هم بعد از مدتی دوباره راه گذشته را در پیش گرفت و مدام سراغ خوشگذرانی خودش می رفت.

هر وقت یاد جگر گوشه ام که الان زیر خروارها خاک آرمیده می افتم قلبم جهت لحظاتی از تپش می افتد.

من هم مانده بودم که طلاقم را بگیرم یا این که بسوزم و بسازم که به ناچار به خاطر عدم حمایت خانواده ام راه دوم را گزینش کردم و سال های درازی را با همسر زورگوی خود گذراندم. در این 15سال زندگی مشترکم چه مشکل هایی که تحمل نکردم .

این ماجرا ادامه داشت تا این که پسرم بعد از مدت ها دست و پا زدن با منزل نشینی و مریضی اش تسلیم فوت شد. با رفتن پسرم انگار روح من از بدنم جدا شد و دیگر زندگی با آن مرد را تحمل نکردم، جهت همین پا در دادگاه خانواده گذاشتم تا بعد از تحمل این همه زحمت و مصیبت از شوهر بی روح و معتادم جدا شوم و به دنبال آینده خودم بروم.

نوداد

پدر معتاد پسر چند روزه اش را روی زمین پرت کرد و کشت

واژه های کلیدی: زندگی | معتاد | نوزاد | اعتیاد | خانواده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz